كدخبر: ۱۲۲۰۵
تاريخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۴
نسخه چاپي
ارسال به دوستان
یادداشتی از سیدکمال دعایی/ آقایان! «ما» به کجا میرویم!؟
اوقاتی هست در بحث و مکالمه با دیگران که خود را «ما» میخوانیم و مقصودمان از این «ضمیر متکلم معالغیر!» شهروندان مسلمانی است که خود را- علیالظاهر- ملزم به رعایت قوانین شرع اسلام و فرائض اخلاقی آن میدانیم. بعضی از اوقات نیز، با افتخار «ما» میگوییم و این «ما» آن دسته از شهروندان مسلمانی هستند که هوادار نگرهی حکومت سیاسی اسلام و نظام جمهوری اسلامی و ملزومات آن هستند. حکایت این روزها، حکایت این «ما» و آن «ما» است و جفایی که به هر دو روا میداریم و باز «ما» هستیم و باز «ما»!
هفتهی پیش، ابتدا به یک خبر و پس از آن قطعه صوت مربوط به آن برخوردم که در گزارش یک مصاحبه(!) در حرم حضرت زینب(س) با «سید علیاکبر محتشمیپور» توسط شخصی و سپس در یک خبرگزاری منتشر شده بود. آنچه هنگام شنیدن آن بیش از هرچیز آزاردهنده مینمود، جملات و عبارات ضداخلاقی بود که از هر دو سمت این مجادله(!)، به سوی یکدیگر و نیز سوی غایبین(!) روانه میشد. «محتشمی»، پرسشکننده را «بیشعور» و «خر» میخواند و آن دیگری در پاسخ، وی را تهدید به قتل میکند و میگوید: «جرأت نداری پایت را به ایران بگذاری!» و یکبار نیز از سوی دوستش یاری میشود که: «امام شما گوگوش است!».
صحبت هرگز بر سر خطاکار بودن یا نبودن «محتشمی» و دیگران در جریان حوادث اخیر و پیش از آن نیست. آنچه «من» را و شاید «شما» و یا «آنها» را بهعنوان اعضایی از آن «ما مسلمانان» به شرم وا میدارد، افول اخلاقی طرفین این نزاع شفاهی و دیگر منازعات سیاسی این روزهاست. اگر این قطعهی صدا را گوش دادهاید، حتما شنیدهاید که آن پرسشگر بیپروا و همکارش، در حین جدل با «محتشمیپور» مسائلی زننده را به «شیخ مهدی کروبی» و آنهم در مورد دوران مسئولیتاش در بنیاد شهید، منتسب میکنند. نسبتهایی که در روزهای پس از انتخابات، توسط افراد مختلف مطرح شده بود و اینبار نیز تکرار شد!
خوانندگان این مطلب! لطف نموده ضمن درنظرداشتن هر دو «ما»، در ادای فریاد «وای بر ما!» با این «من» درمانده همراهی کنید! «وای بر ما» اگر که انتساب این مدعیات، واهی و بیپایه باشد! «وای بر ما»یی که میشنویم و باور میکنیم، میخندیم و نقل میکنیم! همین «ما» که مستانه قهقهه میزنیم از شنیدن اخبار رسوایی و زشتکاری دیگران! دیگرانی که پیش از آنکه رقیب- یا دشمن- سیاسی ما باشند، «مقام مسئول» این ملک بودهاند و هستند و... و «وای بر ما» اگر که این مدعیات صحت داشته باشند!
شاید لازم نباشد که باز متذکر شوم، هیچ قصد قضاوت در مورد کردار اکنون این اشخاص ندارم که قاضی دیگری است و زندانبان و جلاد دیگری. اگرچه این روزها، بازار قضاوت داغ است و هرکس از برای خویش، مرکز اطلاعات و امنیت است و سودای افشاگری دارد و در کوی و برزن، اسرار نهان برملا میکند! شما بفرمایید که «ما» به کجا میرویم!؟ هیچ عنایت داریم که این رفتارها، بیش از آنکه رسواکنندهی خطاکاران و مفسدان و مجرمان باشد، علامتی بر یک «علامت سؤال» و یک «علامت تعجب» در کردار «ما»ست!؟ آیا این عملکرد «ما» هواداران جمهوری اسلامی، زیرسؤالبردن عملکرد جمهوری اسلامی- حداقل در بعد قضایی و نظارتی- نیست!؟
«ما» به کجا میرویم!؟ مگر پدرانمان انقلاب نکردهاند و حکومت تشکیل ندادهاند و مگر جمهوری اسلامی برپا نساختهاند که قانونی باشد «اساسی» و مجلس شورایی «اسلامی» و نیز شورایی باشد برای «نگهبان»ی و از پس آن مجلسی از «خبرگان» و مجمعی برای «تشخیص مصحلت» و نیز قوهی قویهای جهت امور «قضائیه»!؟ آی آدم که فریاد میزنی درباب جنایات «کروبی» در سال 60 و پس از آن در بنیاد شهید که فلان کرده و زندان زنان داشته و بهمان کرده!
گمان نمیکنی برای افشاگری، قدری دیر شده!؟ آن هنگام که «کروبی» و دیگران که به زعم تو، از اول انقلاب مجرم و بدکار و گاهی خودفروخته و خائن بودهاند، توسط شورای نگهبان تأیید صلاحیت میشدند و صالح تشخیص داده میشدند، کجا بودی!؟ آن هنگام که اینان به مجلس شورا میرفتند و به ریاست آن میرسیدند و قانون تصویب میکردند و لایحه رد میکردند، در کدام خواب بودی!؟ آن هنگام که برای دو دور متوالی، شورای نگهبان و نظارت استصوابیاش، بر صلاحیت شیخ کروبی برای ریاستجمهوری بر ایران امضا میزد، چرا افشاگری نمیکردی!؟
ای آقا که به هنگام جدل، خود را «جوان جویای جواب» میخوانی که نمیتوانی «آن تناقض» را برای خودت حل کنی! لطف نموده برای «ما»، «این تناقض» را حل کن! هیچوقت دل آن داری همینطور که یقهی محتشمی را گرفتی و منافق و آمریکایی لقباش دادی، راه را بر «آیتالله یزدی» و «آیتالله جنتی» و «آیتالله خاتمی» ببندی که چرا شیخ بهزعم تو «بدکار» را برای4سال ریاست بر قوهی مجریهی جمهوری اسلامی، «صالح» تشخیص دادهاند!!؟
اگر تنها و بیحفاظ گیرشان آوردی، سلام یک «من» که سه نوبت به «احمدینژاد» رأی داده است را به ایشان برسان و بگو: «سیصد و اندی هزار نفر که به شیخ رأی دادهاند، سلام میرسانند و از چنین تشخیص و تأییدتان بر صلاحیتها تشکر میکنند!» سلام و تشکر آن 14میلیون که به برانداز مخملین رأی دادهاند، پیشکش!
آقای افشاگر! باور کن که افشاگری تو، بیش از آنکه رسواکنندهی «محتشمی» و «کروبی» و امثالشان باشد، مایهی شرم «ما» است. آن «ما»یی که قرار بود برای جمهوری اسلامی، پیش ناباوران بهآن، سرمان را با افتخار بالا بگیریم! همین «ما»یی که دلمان خوش بوده و هست که حکومت داریم و«قوهی قضائیه»ای و «شورای نگهبان»ی که حذر پیش از خطر کنند و فکر نوشدارو، قبل از مرگ سهراب! همین «ما»یی که قرار است منجی مستضعفین عالم باشیم و مدعی مترقیترین شیوهی حکومت هستیم و قصد صدور این انقلاب به همهی دنیا داریم!
آقای رسواگر! آخر قبول کردی که رسواسازی تو، بیش از هرچیز، زیرسؤالبردن «شورای نگهبان» و «قوهی قضائیه» است!؟ آی آقا! بیا و لطفی کن و بهجای «ما» پاسخی بده! پاسخی به سؤالی که اینروزها فراوان از این «ما»ی هیچکاره و در حقیقت از آن «ما» که بر سر کار است پرسیده میشود: «عجبا! تا وقتی که کروبی و موسوی و اعواناش، علیه حاکمیتتان سودایی نداشتند، صالح بودند و خودی بودند و عضو مجمع تشخیص مصلحت بودند و آن بالا مینشستند و بر این پایین ریاست میکردند؛ حال که ندای مخالفت سر دادهاند، به ناگاه گذشتهشان سیاه میشود و داد از لزوم "رو شدن" پروندههاشان در اول انقلاب سر میدهید!؟»
اخوی! تازه حواست هست که چقدر بزرگواری کردهاند و ازتان نپرسیدهاند: «حال که خود خبر از دیدار رئیسجمهور سابقتان با مأموران براندازی نرم در 6سال قبل میدهید، یا خبر از تصمیم کاندیدای ریاستجمهوری برای کودتا میدهید؛ یعنی کسانی که دائما تحتالحفظ شما بودهاند، میشود بفرمایید که بودن و نبودن وزارت اطلاعات و امثال این نهادها، چه فرقی دارد!؟» این «من» بیزبان میخواهم بدانم که اگر زبانم لال، آنکه تصمیم برای کودتای مخملی داشت، 24میلیون رأی میآورد و براندازی میکرد، چه کسی پاسخگو بود!؟
آقای خبرنگار خودخوانده! میشود خبر دهی که «ما» بهکجا میرویم!؟ آن «ما» که پیامبرمان برای اتمام مکارم اخلاق مبعوث شد و این «ما» که از یکسو، حرف از اعتماد ملت به «نظام» باز میزنیم و از اینسو اینچنین اعتماد سیسالهی شهروندان را برایشان واهی جلوه میدهیم!؟
آقای بازپرس! هیچ میبینی بهت مردمانی که در برابر این «ما» ایستادهاند و اینگونه حیرتزده تماشا میکنند زخمی که برچهرهی یکدیگر میزنید و خاکی که بر چشم هم میپاشید!؟ پاسخ بده که «محسن هاشمی رفسنجانی» از آنسو میپرسد: «مگر مملکت رهبر ندارد؟ مگر قوهی قضائیه ندارد؟ مگر وزارت اطلاعات ندارد؟ مگر سپاه و نیروی انتظامی و چه و چه ندارد؟...» پاسخ بده! حال که تو یکتنه خود مخبر و قاضی و محتسب شدهای!
«ما» به کجا میرویم!؟ این مردمان میپرسند: «اگر اکنون اینان مجرماند و جاسوساند و برای براندازی حکومت، با بنیادهای صهیونیستی از سالیانی پیش، پیمان بسته بودند و پول دریافت کردهاند، چرا محافظتشان میکنید و اسکورتشان مینمایید!؟ و اگر محافظتشان میکنید و اسلحه و باتوم و دستبند و بیسیم به دست محافظانشان میدهید، چرا در کوی و برزن به ایشان حمله میکنید!!؟ و اگر حمله میکنید و کفش میاندازید، چرا از واکنش محافظانشان ابراز دلخوری میکنید و "هفتتیرکش" میخوانیدشان!؟ انتظار دارید که وقتی حمله میکنید، آن محافظ که از سمت خود شما مأمور به حفاظت است، بوسه به سمتتان حواله کند؟»
آقای افشاگر! به کجا چنین شتابان!؟... همچنان که مشغول رسواکردن این مجرمان و جانیان سیساله خدمت(!) هستی، نگاهی هم به این «من» بیچاره بینداز! این «من» که تنها یکنفر از آن «ما» مسلمانان و این «ما» هواداران حکومت سیاسی اسلام است و کماکان متأسفانه و خوشبختانه، «هیچکاره» است! این «من» و این «ما» که به صفت «ما»بودنمان، بایستی پاسخگوی اعتماد مردمانی باشیم که حالا با تردید به «ما» نگاه میکنند و شاید در نگاهشان میپرسند: «"شما" به کجا میروید و "ما" را به کجا میبرید!؟»
آقایان! «ما» به کجا میرویم!؟
من جوان نسل سومی ام. دانشجو ام. دلبسته انقلابم و به جرئت ادعا می کنم که علت اصلی علاقه ام به انقلاب در زیر این همه فشار سنگین تبلیغاتی بر ضد این حکومت بازخوانی رفتار امام و صحبت های او و دقیق شدن بر روی رفتار و صحبت های آقای خامنه ای بوده است. من مسئولان را نه نماینده خدا می دانم و نه معصوم و از اینکه امروز می بینم عده ای در اوایل انقلاب به نام امام و اسلام و انقلاب خطا کرده اند دلگیرم. برای انقلابی که هرچه می کنم نمی توانم قبول کنم که ناحق است. اگر کسانی خطا کرده اند کسانی هم بوده اند که برای این انقلاب از همه چیز خود گذشته اند. پس نمی توان با این دلیل که "اگر مجرم بوده اند چرا تا حالا معرفی نشده اند؟" چشممان را بر خطای آنها ببندیم. جلوی ضرر را از هرکجا که بگیری منفعت است.
البته من صحبتم آقای کروبی و دیگران نیست. هیچ کس نباید مصونیت سیاسی و قضایی داشته باشد. البته که رسیدگی به جرایم مسئولیت قوه قضائیه است و من با خوشبینی و اعتماد به مسئولین قضایی منتظر رسیدگی به اتهامات مطرح شده هستم.