"بازی دوسرباخت مجلس در ماجرای وزیر علوم"
پارسینه: از نظر سیاسی، زمانی و بروکراتیک ظرفیت مجلس برای «رای عدم اعتماد» و «استیضاح» نامحدود نیست
در ۱۷ ماه گذشته بخش اصلی انرژی مجلس نهم برای مانعتراشی در راه دولت روحانی (با استفاده از ابزار «رأی عدم اعتماد» و «استیضاح») خرج وزارت علوم شده است، بدون اینکه عملاً مشی اصلاحطلبانهی دولت را در این وزارتخانه تغییر دهد.
به تعبیر دیگر، تا امروز ظرفیت مجلس برای کارشکنی در مسیر دولت که میتوانست خرج استیضاح چند وزیر شود، فقط صرفِ وزارت علوم شده است (سه «عدم رای اعتماد» و یک «استیضاح»)، بدون اینکه نتیجهی مطلوب مجلس حاصل و مانعی بر سر مدیریت سرپرستان اصلاحطلبِ وزارت علوم ایجاد شود.
از این منظر، پایمردی روحانی برای اجرای وعدههای انتخاباتیاش در دانشگاهها، علاوه بر اینکه دانشگاهیان را راضی نگاه داشتهاست، این نتیجهی ناخواسته یا خواسته را هم داشته که نوبت به استیضاح سایر وزرای اصلاحجو نرسیده است. چه بسا اگر روحانی از ابتدا وزیر علومی معرفی میکرد که از مجلس رای بگیرد و استیضاح نشود، انرژی مجلس صرف استیضاح موفقیتآمیزِ چند وزیر دیگرش شده بود. هزینهی «رای عدم اعتماد» برای دولت کمتر از «استیضاح» است و افزایش تعداد اولی تعداد دومی را کاهش داد و وزرای در معرض تهدیدِ بیشتری را از استیضاح نجات داد، چرا که از نظر سیاسی، زمانی و بروکراتیک ظرفیت مجلس برای «رای عدم اعتماد» و «استیضاح» نامحدود نیست.
بیش از نیمی از «عمرِ مشترک» مجلس نهم و دولت یازدهم صرف اختلاف بینتیجه بر سر وزارت علوم شد. چند وزیر پیشنهادی علوم رای نیاوردند، اما سرپرستان وزارت علوم با هزینهی کمتری مسیر مطلوب دولت را پی گرفتند، بقیهی وزارتخانهها از ضربات کاری مجلس در امان ماندند و سایر وزرا راحتتر نفس کشیدند. به نظر میرسد معرفی وزرای علوم اصلاحطلب برای دولت بازیِ دوسر بُرد بوده است.
پ.ن.: پنجمین وزیر پیشنهادی حسن روحانی برای وزارت علوم، محمد فرهادی (وزیر علوم دولت دوم میرحسین موسوی، وزیر بهداشت دولت اول خاتمی و گزینهی مورد نظر موسوی برای وزارت علوم در سال ۸۸)، رای اعتماد مجلس را خواهد گرفت. ختم به خیرِ معرفیهای دوسر بُرد و وقتکشیِ پربرکت.
محمدرضا جلایی پور
واقعا هم تعدادی از باصطلاح نمایندگان دارند به مردم و دولت و نظام لطمه وارد میکنند. بنظر این عده کسی برای وزارت لیاقت ندارد. مگر اینکه مطلوب نظر آنها باشد. کاشکی برای انتخابات مجلس هم بحدی سخت گیری شود که هرکسی نتواند نماینده شود. مخصوصا کسانیکه کار چهارساله شان چوب لای چرخ دولتهاست
اگر تحليل شما درست فرض شود كه البته درست هم هست با اين حساب مطلب خوبي نوشته ايد براي تحريك مجلسيان در راستاي عدم راي اعتماد ديگر و ادامه روند قبل ودرستي صحبت تان و.....
خدایا شکرت.دشمنان این ملت همیشه ازاحمقهابوده اند.
حق پیروز است
مجالس هفتم ، هشتم ونهم به جز حدودا 60 نفر باعث و بانی عقب گرد کشور شده اند و جالب اینجاست که در سخنان خود از حجت شرعی ! استفاده می کنند اما می دانیم که مسئله این نیست زیرا نسبت به کامران دانشجو و معاون اول احمدی نژاد و ... حساسیت نداشته و ندارند برای این مجالس مهم نیست و نبوده که ایران به لحاظ تورم ، شاخص فلاکت ، سرعت اینترنت و زیر ساخت های توسعه ، بیکاری ، اعتیاد ، خودکشی ، رشد اقتصادی منفی ، کمبود دارو ، آلودگی و ... از کشور هایی مثل سومالی هم وضعیت مان بدتر باشد . برای آنها مهم این است که مردم به اندازه ای آگاه و آزاد باشند که به آنها رای بدهند . مهم این است که در قدرت بمانند و دستشان در بیت المال . مهم فساد های چند هزار میلیاردی در دولت قبل نیست بلکه باید بر خلاف نص قرآن در زندگی دیگران تجسس کنند تا شاید مدرکی به دست بیاورند برای مانع تراشی و از رقابت خارج کردن . تهمت زنی و.. و حالا یک سوال : به نظر شما اگر منافقی باشد به کدام طرف برود به نفعش است اصلاح طلبان یا اصولگرایان ؟ افراد منافق به دنبال منفعت هستند ممکن است خواهان شغل ، وام ، رانت ، تایید صلاحیت ، و.. باشد . کدام طرف برای ریاکاران جاذبه دارد ؟