آیا میر حسین موسوی می‌تواند یک جنبش «سوسیال دموکراسیِ اسلامی» را ایجاد کند؟

وقتی 12 سال پیش چپ‌ها به سویش رفتند، پیشنهاد آنها را برای نامزدی ریاست جمهوری نپذیرفت، 8 سال بعد در انتخابات نهمین دوره ریاست جهوری ایران نیز او دست رد بر سینه اصلاح طلبانی زد که خواهان حضور او در رقابتهای انتخاباتی بودند و او را کاندیدای مقبول خود می‌دیدند.

درست در اوج زمانه‌ای که بحران سیاسی - اقتصادی‌اش می‌دانند دوباره نام او بر سرِ زبانها‌ افتاده، اما اینبار او نه به دعوت اصلاح طلبان دیروز که به اراده خویش پا به عرصه رقباتها گذاشته است.

او آخرین نخست وزیر ایران، سید میر حسین موسوی خامنه‌ای است. کسیکه می‌گویند 20 سال بوده که روزه سیاسی داشته، او را چپ گرای سنتی، طرفدار اقتصاد دولتی و فردی ارزشی می‌شناسند.


عده‌ای می‌گویند او در میان نسل جوان ایران شناخته شده نیست، عده‌ای نیز می‌گویند او همان آقای احمدی‌نژاد است اما به شکلِ درستر و انقلابی‌ترش. برخی نیز او را به خاطر مواضع دوران نخست وزیری‌اش یک چپ تندرو معرفی می‌کنند که زمانه‌اش عوض شده است. برخی دیگر نیز می‌گویند که او آمده است تا کنار رود! گروهی نیز معتقدند او کاندیدای نظام و در حقیقت اصولگرایان است و برخی نیز او را اصلاح طلب می‌دانند و در نهایت عده‌ای نیز از حضور او ناراحت شده‌اند - از جمله طرفداران سرسخت آقایان احمدی‌نژاد و خاتمی - در ادامه این مقاله سعی داریم به تحلیلِ مختصری از حضور او دستیابیم.

**********

جدای از همه این تحلیل‌ها و سخنهایی که در طول ساعات گذشته رواج یافته باید اول از همه به خود میر حسین نگاه کنیم، آیا کسیکه بعد از 20 سال سکوت سیاسی و چندین بار رد نامزدی، به یکباره با اراده خویش وارد عرصه رقابتها شده، حضورش جدی است یا شوخی؟

مسلما هیچ عاقلی نمی‌گوید چنین فردی برای شوخی کردن، کنار کشیدن و حتی خودنمایی سیاسی نامزد شده است، الا دو دسته که یکی طرفداران آقای خاتمی هستند و دیگری احمدی‌نژاد، پس جدای از نظر اینها - که از نظر نگارنده، تحلیل‌هایشان جهت دار و از روی بغض شخصی است - حضور میرحسین موسوی بسیار تا بسیار جدی است. او اگر قصد خودنمایی سیاسی داشت در دوره‌های قبل می‌آمد. اگر هم دنبال کنار کشیدن بود، با روحیه‌ای که ما ازو می‌شناسیم اصلا نمی‌آمد.

او برای این آمده که بماند، حال دلیل این آمدن چیست خود صحبت دیگری است.

**********

در مرحله دوم باید نگاه کرد و دید که میرحسین امروز با میرحسین 20 سال پیش چه فرقی دارد، خیلی‌ها می‌گویند فرقی نکرده‌ است و سعی دارند از همین کانال، او را در روزهای اولیه حضورش مورد تخریب قرار دهند و نظر عمومی را از روی وی خارج سازند و بگویند که زمانه او بسر رسیده. لاکن از نظر این ضعیف، این کارِ بسیار نابخردانه‌ایست که توقع داشته‌باشیم کسیکه 20 سال سکوت داشته، یک باره بر همه ما عرضه شود. هنوز زود است که قبل از شنیدن سخنان جدید او در باره‌اش رای صادر کنیم. باید منتظر بمانیم و ببینیم که او چه تغییری کرده است.

یقینا در مورد مواضع او می‌توان دو حالت را متصور شد:

**********

در حالت الف میر حسین هیچ تغییری نکرده، او از نظر اقتصادی یک چپ و از نظر فرهنگی و سیاسی یک اصولی و ارزشی است و طرفدار گفتمان عدالت‌خواهی و …

حال در این میان باید دید که زمانه فعلی زمانِ اوست یا نیست؟

از نظر این ضعیف، اگر آقای احمدی‌نژاد کپی باشد او اصل گفتمان عدالتخواهی است و اگر آقای احمدی‌نژاد راست افراطی‌است که گاهی به چپ می‌زند و پوپولیسمی غلیظ دارد، ایشان یک چپ سنتی و متعهد به اصولی محکم هستند که ارزشهای خاصی را مد نظر دارند. بی‌شک میر حسین موسوی فریبکار نیست و او اگر شعار مبارزه با فساد داد، نمی‌آید یک مفسد را وزیر کند. بدون شک میر حسین ساده زیست است و این ساده زیستی عقیدتی است نه پوپولیستی، او اگر دنبال فریب توده‌ها بود، 20 سال سکوت نمی‌کرد؟

بدون شک، میر حسین با باندهای مافیایی که در طول این 20 سال و پس از خروج او تشکیل شده‌اند، زد و بندی ندارد و اینطوری نیست که فریاد وا اسفا سر بدهد اما خودش یک باند جدیدی راه بیندازد و اطرافیان خود را در مناصب حکومتی چاق و چله کند، بدون شک او رانتخوار و … اینجور چیزها نیست چراکه اگر دنبال رانت و قدرت و … بود 20 سال از عرصه سیاست دوری نمی‌کرد.

میر حسین اگر همان میر حسین 20 سال پیش باشد، یک چپ گرای میانه رو و متعهد است، مدیری که حسن شهرتش معروفِ خاص و عام است و یک فرد ارزشی و پایبندِ به اصول خویش است. در صحنه سیاسی امروز ایران که باندهای مافیایی غلیان می‌کنند این سوال مطرح است که آیا حضور یک فرد ارزشی در رقابتهای انتخاباتی محسن است یا افراد بی اصول و ارزشی که در لوای شعارهای سیاسی، نمایندگان باندها و لابی‌ها مختلف قدرت هستند؟ به نظر این ضعیف یک فرد ارزشی و صادق بر یک فرد بی‌ارزش حتی لیبرال دموکرات ارجحیت دارد چراکه وضعیت ایران امروز نیاز به ترمیم اساسی اصول و ارزشها دارد.

محققا امروز دوران اولیه انقلاب نیست، سیاست‌ هم امری حرفه‌ای شده است و نیازها و مسائل روز نیز فرق کرده است، اما چه کسی است که ادعا کند این سیاست امروزی ایران حرفه‌ای است؟

سیاست امروز ما بسیار ریکارانه و غیر حرفه‌ای است، بسیار ضد ارزشی و ضد اخلاقی است و نه با اصول مدرن مطابقت دارد و نه با اصول ارزشی و اخلاقی دوران اولیه انقلاب، چه ایرادی دارد که یک فردی که نماینده این وضعیت نیست، نامزد انتخابات شود؟ حال می‌خواهد نماینده اصول و ارزشهای انقلابی باشد یا اصول مدرن، فرقی نمی‌کند او هرچه هست از این وضعیت موجود بیزار است و می‌خواهد بیاید و وضعیت را تغییر دهد و کمی تلطیف سازد این فضای را.

از نظر این ضعیف افرادی چون عبدالله نوری و میر حسین موسوی کسانی هستند که نماینده واقعی تغییر در برابر وضع موجودند، اینها نه به باندهای مختلف وابسته هستند و نه انسانهای بی اخلاق و بی‌ارزشی‌اند، اینها دنبال ایجاد یک وضعیت ایده‌آلند، حال شاید در ذهن فردی چون عبدالله نوری ایده‌آل اصول مدرنتر باشد و در ذهن فردی چون موسوی ایده‌آل اصول و ارزشهای پیشینی، فرقی نمی‌کند. ما در وضعیت امروز ایران به ایده‌الیست‌های عملگرا نیاز داریم تا رئالیست‌های لیبرال، این سخن را فردی می‌گوید که خود را یک رئال لیبرال می‌شناسد.

آری در زمانه امروز به ایجاد یک حالت آرامش فوری نیاز داریم، برای دموکراسی، برای اصلاح، برای ترمیم اقتصاد، برای بازسازی ارزشها و اصول ایرانی و اسلامی، برای پیشرفت و قدم برداشتن به سوی هر چیزی به آرامشی فوری نیازمندیم. به نظر می‌رسد شرایط کشور چنان بحرانی است که اگر این آرامش ایجاد نگردد، آیندهِ مثبت در وهم و خیال نیز نگنجد چراکه شرایط بسیار داغ و سوزان است و اگر این دما کم نشود امکان رشد هر گیاهی در آینده به خطر خواهد افتاد. از این نظر میر حسین حتی با ورژن 20 سال پیشش نیز حکم یک مسکنِ استامینوفن است برای التیام دردهای ما. مسکنی که به ما این فرصت را می‌دهد که با بازسازی خویش به سمت درمان نهایی قدم برداریم.


میر حسین می‌تواند حکم استامینوفن باشد برای ایران !

به نظر این ضعیف هیچ کاندیدای دیگری جز میر حسین نمی‌تواند چنین حالتی را به صورت تام و تمام ایجاد کند، حتی کروبی و قالیباف، چراکه کروبی و قالیباف هرکدام به جناح و گروه خاصی تعلق دارند اما میر حسین یک فرد فراجناحی یا به اصلاح خط سومی است. او اگر ببرد نه اصلاح طلبان برده‌اند نه اصولگرایان و اگر ببازد هم وضع همین است، در زمانه دولتش نیز هم اصلاح طلبان ذی نفع خواهند بود هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان می‌توانند خودشان را بازسازی کنند و هم اصولگرایان این یک ویژگی منحصر به فرد است.

توجه شود که می‌توان سالهایی را متصور شد که دعواهای حیدری نعمتی فروکش کرده، تنشهای سیاسی ایران خوابیده است و هر دو جناح فرصت میابند که خویش را بازیابند، آیا در این زمان دموکراسی پدیدار خواهد شد یا در زمانه‌ای که یک گروه خاص غالب است و تنشها و درگیری‌ها بالاست؟

دولت میر حسین می‌تواند حکم هوای تازه را بکند برای ما؛ چراکه محققا دولت میر حسین دنبال حذف تمام قد مخالفین خودش نیست و اگر هم باشد نمی‌تواند چنین بکند چراکه این دولت از ترکیب اصولگرایی و اصلاح طلبی درست شده و نمی‌تواند بر ضد خودش بشورد، پس طبیعتا بخشهایی از هر دو جناح کشور از این دولت راضی خواهند بود.

همچنین دولت میر حسین در برابر سرکوب‌ها ساکت نخواهد ماند یا حداقل اینها را تشدید نخواهد کرد، دولت او نمی‌آید شعار مهرورزی بدهد، بعد با معلمان و کارگران و زنان و … برخورد کند، نمی‌آید با ندادن آگهی به روزنامه‌های منتقد آنها را تحت فشار بگذارد یا روزنامه‌ها را ببدندد، نمی‌آید نظر کارشناسان و نخبگان را نادیده بگیرد، پولها در دولت او گم نمی‌شوند و …

برای همه این مسائل هست که می‌توان میرحسین را حتی با ورژن قدیمی‌اش نیز تحمل کرد چراکه نفعیکه از ریاست جمهوری او به خاص و عام می‌رسد از نفعی که ریاست جمهوری هریک از آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد و امثالهم می‌رسانند بیشتر است. البته ناگفته نماند در کنار میرحسین موسوی نباید قالبیاف و کروبی را هم نادیده‌گرفت بدون شک میانه روی و عملگرایی ایشان نیز می‌تواند حکم همان هوای تازه باشد، اما دولتهای ایشان هرگز فراجناحی نخواهد بود و شکست و پیروزی هریک، مستقیما به پای جناحیکه بدان وابسته‌اند نوشته خواهد شد و تنشها کماکان پا برجا خواهد ماند.

**********

در ادمه به برسی وضعیت ب می‌پردازیم، حالتی که در آن میرحسین امروز با میر حسین دیروز فرق دارد و بروزتر و نوتر شده است.

در این حالت که نشانه‌هایش هنوز بر ما پوشیده است، میرحسین در 20 سال سکوتش تجربیاتی اندوخته که می‌تواند بسیار موثر باشند.

او اگر بروز شده باشد، محققا نیازهای نسل جدید را می‌داند، نظریات جدید اقتصادی را می‌شناسد و دیدش نسبت به مسائل بین المللی تغییر کرده است. در این حالت می‌توان انتظار یک میر حسین پخته و باتجربه را داشت که می‌تواند نامزد خوبی برای پست ریاست جمهوری ایران باشد.

البته هنوز بر ما مشخص نیست که میر حسین هنوز چپ است یا به لفت لیبرالیسم یا همان سوسیال دموکراسی تحول پیدا کرده است، هنوز مشخص نیست. اما اگر میر حسین سوسیال دموکرات شده باشد، بدون شک این مهم در معادلات سیاسی ایران بسیار تاثیر گذار خواهد بود چراکه در شرایط امروز ایران هر دو جناح فعلی از نظر اقتصادی راست محسوب می‌شوند با این تفاوت که اصولگرایان راستِ محافظه‌کار‌اند و اصلاح طلبان راستِ متمایل به لیبرالیسم، حال اگر یک چپ سوسیال دموکرات پیدا شود و خط سومی ایجاد کند این مولود بسیار دوست داشتنی خواهد بود. چراکه چیزیکه در ایران امروز بسیار احساس می‌شود یک خط سوسیال دموکرات مسلمان است. گرچه که چپ در حالت سنتی‌اش نیز جایش بسیار خالی است.

اصلاح طلبان امروزی که چپ‌های دیروز بوده‌اند را دیگر نمی‌توان چپ دانست بلکه ایشان راستهای متحول‌ شده‌اند و حضور فردی مانند موسوی که نماینده واقعی چپ است می‌تواند مثبت باشد. حال اگر این چپ میانه باشد و نظرات بروزتری داشته باشد که چه بهتر.

البته لازم به ذکر است که هنوز زود است که در مورد میر حسین نو سخن برانیم، پس تا شفافتر شدن مواضع ایشان صبر می‌کنیم و اضاع سیاسی ایران را تحلیل می‌نماییم.

مبنع: وبلاگ نگاه نو(مهدی مصطفایی)

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار