وقتی بوش باعث شکلگیری داستان مرادی کرمانی شد
پارسینه: هوشنگ مرادی کرمانی گفت: ترجمهای موفق است که به متن وفادار باشد و قصد فخرفروشی و نصیحت دیگران را نداشته باشد و صرفا حس نویسنده را منتقل کند.
این نویسنده پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان در برنامه «گزارش یک تجربه: چند و چون ترجمه ادبیات کودکان و نوجوانان» گفت: آنچه در بحث ترجمه مهم است، انتقال حس نویسنده است و این اشتباه است که ما تصور کنیم که به صرف ترجمه لغوی، خوانندگان آن طرف آبی را جذب میکنیم.
مرادی کرمانی که روز دوشنبه، 27 آبان، در محل کتابخانه فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی سخن میگفت، اظهار کرد: وقتی به کتابفروشیها و ویترین آنها در کشور خودمان نگاه میکنیم، اغلب آثار، آثار ترجمهییاند و آثار تألیفی ما بسیار محدود است. در واقع ما یک جاده یکطرفه داریم که ترجمهها به آن سرازیر میشوند و این از گذشتههای دور در کشور ما بوده است.
او با بیان اینکه در کتابفروشی در لندن شاهد بوده بیشتر کتابهای مبلغان مسیحی به زبان فارسی برای بچههای ایرانی پس از جنگ جهانی دوم ترجمه شده بود، گفت: ما اینور آب چه داریم؟ تمام بضاعت ادبیات خوب باید طی سالهای مختلفی ترجمه میشد که نشد و حالا جز من و تعداد معدودی از نویسندگان کس دیگری آثارش ترجمه نمیشود.
نویسنده کتاب «مربای شیرین» تصریح کرد: البته در حوزه ادبیات کلاسیک ما شخصیتهای موفق زیادی داریم، اما در میان همینها هم فقط آثار خیام در سطح جهان معروف هستند. کسی روزی میگفت ملتی که این همه مفاخر و معرفت را به جهان عرضه کرده است، تا مدتها در رستورانهای کشور ژاپن به سبب بدرفتاریهای برخی مهاجران، راه داده نمیشد.
او اظهار کرد: ترجمه سفره جهانی است و اگر ما بتوانیم موقعیتهای فعلی و اجتماعی را به دور از سیاستزدگی و اقتصادزدگی عرضه کنیم، میتوانیم موفق باشیم، بویژه من فکر میکنم ادبیات کودک و نوجوان ما برای این رسالت به سبب سلامتی که دارد، موفقتر خواهد بود.
نویسنده کتاب «قصههای مجید» گفت: امروز در جهان شخصیتهایی همچون پینوکیو، جودی ابوت و تن تن آنچنان داخل سرزمین و فرهنگها شدهاند که مثلا کاریکاتور پینوکیو توانسته است نماد جهانی برای دروغگویی باشد، چون هم دارای ساخت خوب هستند و هم خوب معرفی شدهاند. ما هم میتوانیم با معرفی خوب شخصیتهایی چون حسن کچل، ماهپیشونی و حتا مجید سفیر خوبی برای کشورمان باشیم.
او با بیان این که یکی از مشکلات ادبیات کودک و نوجوان ما سیاستزدگی است، گفت: ما زمانی میتوانیم نسبت به ماندگاری یک اثر اظهار نظر کنیم که آن اثر بتواند فارغ از زمان، موقعیت و مکان ماندگار شود. وقتی این آثار ترجمه میشود، نسل دوم و سوم ایرانیان مقیم خارج از کشور با موقعیت فکری ماندگاری ایرانیان آشنا میشوند. پس میبینیم که در این راستا ادبیات ماندگار هیچ جیغ سیاسی ندارد که بخواهد اثر هنری را به یک بیانیه سیاسی بدل کند و این حائز اهمیت است.
نویسنده کتاب «مهمان مامان» تصریح کرد: آنچه میتواند برای ترجمه کارها مورد توجه باشد، این است که گروهی از مترجمان در کنار ویراستاران درجه یک آشنا با فرهنگهای آنسو دست به کار شوند. به صرف ترجمه نمیتوان موفق بود، باید به زبان مادری فکر کرد تا بتوان موقعیتهای شخصیتهای آثار را متناسب افکار و فرهنگ آنها تغییر داد.
مرادی کرمانی با بیان خاطرهای از نجف دریابندری گفت: او معتقد بود که باید داستانهای آن طرف آبی با روایت ایرانی مطرح شود تا بتواند مورد توجه و علاقه خواننده ایرانی آن قرار گیرد. ما قصههایی همچون «پیرمرد و دریا» را در آثاری مثل «هزار و یک شب» کم نداریم، اما آنچه «پیرمرد و دریا» را برای خواننده ما جذاب میکند، روایت ایرانی اوست.
او در ادامه تأکید کرد: زمانی که بوش بحث کشورهای محور شرارت را مطرح کرد، من به عنوان یک نویسنده از خود پرسیدم ملتهایی که ما به آنها به عنوان محور شرارت معرفی میشویم، تا چه اندازه شخصیتها، فرهنگ و باورهای ما را میشناسند و این باعث شکلگیری داستان دیگری در ذهن من شد.
در این نشست که با حضور اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی از جمله غلامعلی حداد عادل - رییس فرهنگستان - همراه بود، محمد دبیرمقدم نیز مختصری از فعالیتهای هنری و نوشتاری مرادی کرمانی را بیان کرد.
ارسال نظر