معروفترين خوراکيهايي که باعث اشتهاآور شدن سينما ميشدند
پارسینه: در گذشتهاي نهچندان دور سينما حکم قرص اشتهاآور را داشت، هنوز دانشمندان چرايي اين ماجرا را کشف نکردهاند اما ملت همينکه وارد سينما ميشدند اشتهايشان به شدت تحريک ميشد.
شايد الان کمي اغراقآميز به نظر برسد اما اين ماجرا واقعيت داشت و البته هنوز هم تاحدودي وجود دارد، اما بايد ببينيم اين خوراکيهايي که اينقدر ميل ما را به خوردن افزايش ميدادند چه بودند؟
چيپسهاي دراز
معروفترين خوراکي سينمايي قديم همان چيپسهايي بود که درون پلاستيکهايي دراز و شفاف ريخته ميشد و معمولاً بِرند خاصي هم نداشت، گاهي يک اسم ساده بدون ذکر نام و نشاني کارخانه يا پروانه بهداشت روي کاغذ سفيد چيپس حک ميشد. از طعمهاي مختلف هم خبري نبود فقط و فقط چيپس نمکي شور و خوشمزه!
تکامل يافته چيپسهاي قديمي همين چيپسهاي متنوع و رنگارنگ امروزي است، هرچهقدر قديميها فاقد هوا بود و تا خرخره بسته پر شده بود امروزيها شبيه کيسه هواي خودرو هستند!
ذرت بوداده
ذرت بوداده هم مثل چيپس خيلي بيهويت بود حتي بيهويتتر، لااقل معلوم بود چيپسها در خود سينما توليد نشده، اما ماجراي ذرت بودادهها فرق ميکرد. اين خوراکي خوشمزه هم فقط يک طعم داشت و گاهي درون قيفهاي کاغذي يا پلاستيک به فروش ميرسيد، حتي مورد داشتيم فروشنده قبل از شروع فيلم خيلي با حوصله ذرت را با ترازوهاي قديمي وزن ميکرد.
ذرت بوداده از معدود خوراکيهايي است که هويت سينمايياش را حفظ کرده، هر چند به صورت کارخانهاي هم عرضه ميشود اما در خود بوفه سينماها هم توليد ميشود.
ساندويچ کالباس
يک خوشمزگي شگفتانگيز و غير قابل توجيه داشت، از جمله رازهاي سر به مُهري که علم بشر هيچ وقت قادر به کشف آن نيست. معمولاً دور ساندويچ کاغذ پيچيده ميشد و گاهي براي بطري نوشابه هم گرويي گرفته ميشد. نکته تستي هم اين بود که کالباسها با قطر زياد و به وسيله چاقو برش ميخوردند براي همين مزه کالباس بر نان برتري داشت.
الگوي تکامل يافته آن ساندويچهاي خوشمزه، ساندويچ سرد امروزي است که فقط بسته بندي شکيلي دارد و دريغ از مقداري مزه خوب!
يخ در بهشت و نوشمک
جان ميداد براي وسط فيلم، درست وقتي که بعد از خوردن ساندويچ کالباس تشنه شده بوديم و عطش داشتيم نوجواناني با آکاستيو داخل سينما ميآمدند و يخ دربهشت، نوشمک، آلاسکا و کيم و... ميفروختند، نکته قابل توجه هم ريسکپذيري خانوادهها بود که به راحتي ميپذيرفتند اينهمه خوراکي متفاوت را پشت سر هم بخوريم!
چي ميخواستيد بشود مگر؟ به جرم غير بهداشتي بودن اين خوراکيهاي خوشمزه از عرصه اجتماعي طرد شدند و کيم و بستنيهاي امروزي مجال عرض اندام پيدا کردند.
پفک نمکي
شور و خوشمزه، بدون پنير، بدون حاشيه و سوسول بازي، آن زمان تقريباً دو بِرند معروف در اين زمينه عرضه ميشد که چون يکي جديدتر بود از ايده 3 تا پفک 10 تومان استفاده ميکرد در حاليکه محصول رقيب 5 تومان بود.
اينقدر تبليغات عليه پفک شده که بزرگترهاي حال حاضر و بچههاي ديروز جرات نميکنند براي فرزندشان پفک بخرند و فقط خودشان پفک ميخورند!
تخمه در انواع و اقسام
در حوالي اواسط دهه 60 حتي سيگار کشيدن در سينما هم چندان غير منتظره نبود به خصوص در لژ مجردي، تخمه خوردن که جاي خود دارد، تصور کنيد يک سالن شلوغ که در دو طبقهاش آدم نشسته، صداي تخمه شکستن، آپاراتهاي قديمي و بيکيفيت، صداي چک و چانه زدن مشتري با فروشندههايي که داخل سالن خوراکي ميفروختند، خانوادههاي پرجمعيتي که بچهها را براي اسکي رفتن در سالن آزاد ميگذاشتند و تصاويري که صدايشان را بيشتر مواقع بايد حدس ميزديم. اما تخمه خوردن جايگاهي داشت، بهخصوص داخل آن قيفهاي کاغذي دست ساز.
الان مغز تخمه به فروش ميرسد و بردن تخمه داخل سينما ممنوع است، اما هميشه از سئانس قبلي کلي پوست تخمه روي صندلي ما ريخته است!!
پيراشکي و سمبوسه
سمبوسه و فلافل متداولتر از پيراشکي بودند، پيراشکيها هم معمولاً کرِمدار بودند و با چيزي که امروز به عنوان پيراشکي گوشت و سويا و... ميشناسيم تفاوت داشتند. معمولاً روي پيراشکي و سمبوسهها يک پلاستيک هم کشيده شده بود و براي خودش وجناتي داشت اما محبوب نبود.
وقتي ميشود کلي خوراکي کارخانهاي و بسته بندي شده، بدون دردسر فروخت معلوم است که درِ پيراشکي و سمبوسه تخته ميشود.
نوشيدنيها
از ليموناد بگيرين تا آب خوردن از آب سرد کن فشاري، حتي کوکا و فانتا! از آب معدني هم معمولاً خبري نبود. مثل الان قهوه اسپرسو و کافه گلاسه هم عرضه نميشد. البته دوغ هم بود که فروشنده توضيح ميداد حواسمان باشد اگر تکانش ميدهيم روي پيشخان نريزد. آن سانديسهايي که بايد ني را مثل نيزه گلادياتوري در شکمش فرو ميکرديم هم بود.
نوشيدنيها در حال حاضر هويت مخصوص سينما ندارند، اما تنوع خوبي پيدا کردهاند که جا دارد از مسئولان بابت اين موضوع تشکر کنيم.
سید مصطفی صابری
ارسال نظر