برنارد برلسون تحليل محتوا را «روشى براى مطالعه عينى، كمّى و سيستماتيك فرآورده هاى ارتباطى (محتواى آشكار پيام) جهت رسيدن به تفسير» تعريف كرده است. در اين تعريف بر سه واژه «عينيت»، «كمّيت» و «سيستماتيك بودن» تأكيد شده است. «عينيت» اشاره به اين دارد كه اين پژوهش بر اساس قواعد، احكام و روش هاى مشخص انجام مى گيرد. بنابر اين، به منظور اجتناب از سوگيرى نظر محقق در فرآيند تحقيق مى بايست تحقيق توسط مجموعه صريح و مشخصى از قواعد هدايت شود.
«نظامدار و سيستماتيك بودن» آن نيز بدين معناست كه مطالعه علاوه بر روشمندى، دايره شمول و طرح محتوا يا مقوله ها بر طبق قواعد كاربردى ثابتى مشخص شده است. بايد توجه داشت كه دو شرط عينيت و نظامدار بودن، قابليت تكرار اين روش را مى رساند، به گونه اى كه ساير پژوهشگران نيز بتوانند با استفاده از روش هاى يكسان و اطلاعات مشابه، به نتايج مشابهى برسند.
از آن رو كه هدف، تحليل محتواى پيام ها در قالب عبارت هاى عددى و در نتيجه، استفاده از فنون كمّى است كه قابليت اين روش را افزايش مى بخشد، بايد داده هاى ما به صورت كمّى (درصد و شمارش) تبديل شود. در غير اين صورت، تحليل محتوا نيست.
در اين روش، پژوهشگر ارتباط مستقيم با پيام ها دارد و تنها به سراغ محصولات ارتباطى نظير: روزنامه ها، كتاب ها، گزارش ها، نظر سنجى ها، فيلم ها، سريال ها، نامه ها، خاطرات، عكس ها و سخنرانى ها مى رود و با فرستنده پيام و انسان ها به طور مستقيم در ارتباط نيست. اين مهم ترين وجه تمايز بين اين روش با ساير روش هاست. از اين رو روش مزبور روش بدون واكنش، مزاحمت و عكس العمل دانسته اند؛ چون كارى با مردم ندارد.
ارسال نظر