کنایه مهاجری به نماینده پایداری رفسنجان/ برای اولین بار برای مرحوم آقای مصباح اشک ریختم
پارسینه: محمد مهاجری به مخالفت و حملات تند نمایندگان مجلس با وزیر پیشنهادی اطلاعات واکنش نشان داد.
محمد مهاجری در یادداشتی که در کانال تلگرامی اش منتشر کرد نوشت:
دیروز حرفهای آقای حسین جلالی (نماینده رفسنجان) را در جلسه علنی مجلس علیه اسماعیل خطیب (وزیر پیشنهادی اطلاعات) شنیدم. اکثرش دروغ و تهمت و توهین بود؛ و بخش دیگرش دفاع از آدمهای عصبانی افراطیای بود که پرچم ضدفتنه در دست داشتند و خود فتنهگر اصلی بودند. این جماعت حتی آیتالله جوادیآملی را هم هتک حرمت کردند.
تا اینجای قضیه کاملا قابل انتظار بود. از کاسبکاران سیاسی که اسم خود را جبهه پایداری گذاشته و در برابر هرچیزی که نماد اخلاق و ادب و تدین است پایداری میکنند، بدتر از این هم قابل تصور است و اگر تاکنون به اوج بداخلاقی خود نرسیدهاند فرصت هست!
اما وقتی سخنان این شیخ محترم تمام شد، دلم برای مرحوم آیتالله مصباح یزدی سوخت و اشکم جاری شد.
فعلا کاری به مواضع آن مرحوم و موافقان و مخالفانش ندارم که در جای خود فراوان بحث شده است. نکتهای که ناراحتم کرد این که آقای حسین جلالی مسئول دفتر مرحوم آقای مصباح بود و مشابه همین حرفهایی که دیروز در مجلس زد و حرفهای دیگری را که نمیتوانست علنی بگوید، حتما به آن مرحوم منتقل میکرده و در موضعگیری آیتالله مصباح بیتأثیر نبوده است.
آش آقای جلالی آنقدر شور بود که آقای مجتبی ذوالنوری هم حرفهایش را رد کرد و عملا مهر دروغ بر آن زد.
خدا بر درجات آیت الله مصباح بیفزاید، اما تاسف آور است که چنین نزدیکانی داشت. کاش توصیه بزرگان درباره تصفیه بیوت و دفاتر علما، در باره آن متفکر بزرگ حوزه علمیه هم اجرا میشد تا نام افرادی، چون آقای جلالی به نام آنها الصاق نشود.
دیروز حرفهای آقای حسین جلالی (نماینده رفسنجان) را در جلسه علنی مجلس علیه اسماعیل خطیب (وزیر پیشنهادی اطلاعات) شنیدم. اکثرش دروغ و تهمت و توهین بود؛ و بخش دیگرش دفاع از آدمهای عصبانی افراطیای بود که پرچم ضدفتنه در دست داشتند و خود فتنهگر اصلی بودند. این جماعت حتی آیتالله جوادیآملی را هم هتک حرمت کردند.
تا اینجای قضیه کاملا قابل انتظار بود. از کاسبکاران سیاسی که اسم خود را جبهه پایداری گذاشته و در برابر هرچیزی که نماد اخلاق و ادب و تدین است پایداری میکنند، بدتر از این هم قابل تصور است و اگر تاکنون به اوج بداخلاقی خود نرسیدهاند فرصت هست!
اما وقتی سخنان این شیخ محترم تمام شد، دلم برای مرحوم آیتالله مصباح یزدی سوخت و اشکم جاری شد.
فعلا کاری به مواضع آن مرحوم و موافقان و مخالفانش ندارم که در جای خود فراوان بحث شده است. نکتهای که ناراحتم کرد این که آقای حسین جلالی مسئول دفتر مرحوم آقای مصباح بود و مشابه همین حرفهایی که دیروز در مجلس زد و حرفهای دیگری را که نمیتوانست علنی بگوید، حتما به آن مرحوم منتقل میکرده و در موضعگیری آیتالله مصباح بیتأثیر نبوده است.
آش آقای جلالی آنقدر شور بود که آقای مجتبی ذوالنوری هم حرفهایش را رد کرد و عملا مهر دروغ بر آن زد.
خدا بر درجات آیت الله مصباح بیفزاید، اما تاسف آور است که چنین نزدیکانی داشت. کاش توصیه بزرگان درباره تصفیه بیوت و دفاتر علما، در باره آن متفکر بزرگ حوزه علمیه هم اجرا میشد تا نام افرادی، چون آقای جلالی به نام آنها الصاق نشود.
منبع:
خبرآنلاین
ارسال نظر